تبليغاتX
[ یک ایران بد روی خط داغ ]
خودپرسشگری (SELF-CRITICISM) : ستیز با نادانی خودشیفته وار فراگیر در این مرز پر گزند
 

آسیب شناسی روانی خشونت خانگی – بخش سوم و پایانی

 

 

 اندازه ی همتایی آمیزشی : امتیاز نهایی زناشویی

 

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

 

 

4-  نقش  ویژگی ها و اختلالات جنسی - آمیزشی در بروز ناکامی های عاطفی – زناشویی و خشونت های خانگی

 

 

ویژگی ها ی جنسی – زناشویی و از جمله توان و تشنگی ( خواست ) جنسی – آمیزشی افراد مختلف گوناگون است. این تفاوت ها تا آن هنگام که از آغاز روابط نزدیک و آمیزش های دو نفر مدتی گذشته باشد ، خود را آشکار و نمایان نمی سازد.

اختلالات جنسی – آمیزشی ، از جمله اختلال کمبود میل جنسی ( سرد مزاجی ) ، اختلال بی زاری جنسی ، اختلال برانگیختگی جنسی زنانه و مردانه ، اختلال برافراشتگی آلت مردانه ( ناتوانی جنسی ) ، اختلال ارگاسمی و بی ارگاسمی زنانه ، ریزش جنسی پیش رس و دیررس ، سر درد و اختلال ملال پس از آمیزش ، و ناسازگاری زناشویی همه و همه اختلالاتی هستند که به طور مستقیم و جدی زندگی زناشویی همسران را مختل و دچار مشکل نموده و چرخه ی « ناکامی – سرخوردگی – خشم - پرخاش گری » را آغاز می نمایند.

نقش این عوامل در اجتماع ما به دو دلیل بارز تر و سرنوشت ساز تر است:

نخست آن که اجتماع ما همواره ، با چشم فرو بستن بر نگرش های ژرف نگرانه و آموزه های واقعیت مدارانه ی اسلامی و شیعی ، بی هیچ دلیل منطقی از سخن گفتن پیرامون کنش ها و واکنش های جنسی – آمیزشی گریزان و هراسان بوده است. زوج ها در عمل از آموزش و دانش جنسی – زناشویی ضروری و کافی برخوردار نبوده و نیستند.

دوم آن که به دلایل فرهنگی – اجتماعی ، دو نفری که می خواهند یک عمر با دیگری زندگی کنند ، پیش از ازدواج نه تنها آشنایی ضروری و کافی با ویژگی های شخصیتی پیدا و به ویژه پنهان یکدیگر ندارند ، که به ویژه از کنش ها و واکنش ها و اندازه ی توانایی و خواست « جنسی – زناشویی » یکدیگر کاملا بی خبر و نا آگاه هستند.

پس از « اعتماد » ، « احترام » ، « هدف مشترک » ، و « رفاقت و صمیمیت » ، همانا « آمیزش و عشق ورزی » پایه ی پنجم و بسیار سرنوشت سازی است که می تواند در استواری و پایداری زندگی زناشویی نقش فراوان و تعیین کننده داشته باشد.

نه تنها توده ی اجتماع ، که بیشتر مشاوران و درمانگران در ایران آگاهی به روز و کافی نسبت به ویژگی ها و اختلالات جنسی و زناشویی ندارند ، بنابراین بسیاری از زوج درمانی ها و خانواده درمانی ها به دلیل اختلالات جنسی – زناشویی درمان نشده سودمند و اثر گذار واقع نمی شوند.

فیلم گیرا و اثرگذار « امتیاز نهایی ( مچ پوینت ) » ، به باور من فیلمی ست که مشاوران ، روان شناسان و روان پزشکان هوشمند و دوراندیش باید تماشای آن را برای سنجش و آموزش « اندازه ی همتایی غریزی – جنسی » دو سوی زناشویی - به هر دو آدمی که برای مشاوره ی ازدواج نزد آن ها می آیند ، پافشارانه پیشنهاد نمایند. ( بهتر است افزون بر « امتیاز نهایی » ، تماشای فیلم هایی همانند « ویکی ، کریستینا ، بارسلونا » ، « سگ های پوشالی » ، « خیابان هانوور » ، « ماری آنتوانت » ، « مادام بوواری » و ... نیز پیشنهاد شود. ) جالب آن که واژه ی انگلیسی که از سوی کارگردان اندیشه گرا و ژرف نگر فیلم ، وودی آلن ، به عنوان نام فیلم برگزیده شده است ، به دو مفهوم اشاره داشته و دارای دو بار معنایی همزمان است: « امتیاز نهایی » بازیگر پیروز در بازی تنیس و « اندازه ی همتایی » همسران در زندگی و پیمان زناشویی شان.

آدم ها به ویژه جوانان استعداد شگفت آوری در برگزیدن همسری ویرانگر برای خود دارند و در کنار گذاشتن این گونه افراد نامتناسب ، در مشاوره ی پیوند ازدواج ، ستیز و سرسختی فراوانی از خود نشان می دهند. این ویژگی در دختران و پسران برخوردار از ویژگی های پر رنگ و مختل شخصیت های نمایشگر ( هیستریونیک ) ، مرزی – آشوبناک ( بوردرلاین ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، وابسته ( دیپندنت ) ، پرهیز گرا – مردم گریز ( اوودیدنت ) ، تنهایی گزین – در خودمانده ( اسکیزوئید ) ، و حتا بدگمان – سرنخ جو ( پارانوئید ) ، افسرده – منتقد ( دپرسیو ) و گهگاه قانون مدار – منضبط ( وسواسی – جبری ) بسیار بیشتر و شایع تر دیده می شود.

 

پیشنهاد می شود که

 

1-   فرهنگ مشاوره ی ازدواج و طلاق از طریق صدا و سیما ، نشریات عمومی ،  مراکز مشاوره ی دانشجویی و ......... به طور فراگیر آموزش داده شود. آموزش ویژگی ها و اختلالات شخصیتی ، خلقی ، اضطرابی ، بیش فعالی بالغین ، و جنسی – آمیزشی می تواند بستری را فراهم نماید که همچون آزمایش خون برای تالاسمی و آزمایش ادرار برای جدا ساختن سوءمصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به مواد ، پذیرش بیشتر « مشاوره ی ازدواج و طلاق » از سوی مردم پذیرفته شود.

2-   دروس مربوط به آسیب شناسی روانی در راستای تشخیص ویژگی ها و اختلالات بالینی ، همچون صفات و اختلالات شخصیتی ، خلقی ، اضطرابی ، بیش فعالی بالغین ، و جنسی – زناشویی برای دانشجویان همه ی رشته های درگیر مشاوره در نظر گرفته شود.

3-   جزوات و کتاب هایی به بیان ساده برای همگان فراهم آورده شود که توده ی اجتماع بتوانند با  مسائلی هم چون صفات و اختلالات شخصیتی ، خلقی ، اضطرابی ، وسواس های ذهنی و عملی ، به ویژه وسواس های ذهنی و عملی جنسی - آمیزشی آشنایی ضروری و کافی را پیدا کنند.

4-   فرهنگ « مرگ ستایی » ، « زندگی گریزی » و « شور و شادی ستیزی » در ایران به چالش و نقد کشیده شود تا زمینه برای معاشقه ها ، شوخی ها و بازی گوشی های زیر سقف و بیرون از خانه که به تقویت اکسیر سرنوشت ساز « رفاقت و صمیمیت ( Intimacy ) » می انجامد بیش از پیش فراهم شود و بسیاری ، تنها برای سرگرمی و هیجان ، به سوی روابط فرازناشویی کشیده نشوند.

 

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 


 

آسیب شناسی روانی خشونت خانگی – بخش دوم

 

 

 در آغوش آتشفشان نا آرام !

 

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

 

 

2- نقش  ویژگی ها و اختلالات خلقی در بروز ناکامی های عاطفی – زناشویی و خشونت های خانگی

 

افزون بر ویژگی ها و اختلالات شخصیتی که به طور مداوم و مستمر بر برهم کنش های همسران اثر می گذارند ، ویژگی ها و اختلالات خلقی نیز می توانند به صورت دوره ای بر کنش ها و واکنش های زندگی دو نفر اثر داشته باشند. به ویژه الگوهایی هم چون سیکلوتایمیا ، دیس تایمیا ، هایپر تایمیا از آن جهت که هم چون دوره های گذرای شیدایی ( خلق بالا ) و یا افسردگی ( خلق پایین ) ژرف و شدید ، آشکارا  بر بیمار بودن فرد پافشاری نمی نمایند ، می توانند هم چون ویژگی های شخصیتی همسر پنداشته شده و نادیده گرفته شوند. این ویژگی های خلقی – به ویژه در گونه های خلق دوره ای ( سیکلوتایمیا ) و دو قطبی ( مانیک / دپرسیو ) - بدون پیگیری برای درمان ، سرچشمه ی ناسازگاری ، ناکامی های زناشویی ،  ستیز و خشونت و پرخاشگری در خانه و اجتماع می شوند. بسیاری از زوج درمانی ها و خانواده درمانی ها به دلیل کشف دیرهنگام اختلالات خلقی و انجام نشدن درمان های لازم ، آن چنان که باید و شاید سودمند و اثرگذار واقع نمی شوند.

مزاج افراد ممکن است افسرده ( دیس تایمیک ) و یا هایپرتایمیک باشد. آدمیان دارای « مزاج هایپرتایمیک » ، بشاش و سرزنده ، پر شور و شوق ، زبان باز و شوخ طبع ، بیش از اندازه خوش بین و بی خیال ، مغرور ، متکی به خود ، از خود راضی و بزرگ منش ، برون گرا و اهل معاشرت ، پر از انرژی ، ایده ، طرح و برنامه ، دارای دلبستگی های گوناگون و گسترده ، کنجکاو ، فضول و مداخله جو ، رک ، راست ، صریح ، بی پروا و خواهان جنبش و کوشش هستند. چنان چه فرد دارای مزاج هایپرتایمیک ، همزمان دچار اختلالات اضطرابی همچون اختلال اضطراب فراگیر ( GAD ) و اختلال وسواس های اندیشه ای – کنشی ( OCD ) نیز باشد ، ممکن است هر از چند گاهی و در دوره های فراز یافتن این اختلالات بدبین ، نگران ناشایستگی و شکست ، اندوه گین ، ناخوش و شاکی باشد.  

به گونه ای واژگون ، آدمیان دارای « مزاج افسرده ( دیس تایمیک ) » ، اندوه گین ، ناتوان از لذت بردن ، شاکی و پر غر و لند ، خشک و یبس ، بدبین و آماده ی فکر و خیال ، احساس گناه ، عزت نفس پایین ، اشتغال ذهنی با ناشایستگی و شکست ، درون گرا و دارای زندگی اجتماعی محدود ، کم تحرک ، زندگی بدون کنش و جنب و جوش ، دلبستگی های اندک اما استوار و پایدار ، منفعل اما قابل اعتماد ، قابل اتکا ، وفادار و خوددار هستند.   

 

 

3- نقش  ویژگی ها و اختلالات اضطرابی در بروز ناکامی های عاطفی – زناشویی و خشونت های خانگی

 

 

همه ی ویژگی ها و اختلالات اضطرابی و به ویژه وسواس های ذهنی و عملی برای سال ها با فرد همراه می شوند و چنان چه تشخیص داده نشده و درمان نشوند ، به آسانی برهم کنش همسران را تحت تاثیر خود قرار می دهند و چرخه ی « ناکامی – سرخوردگی – خشونت و پرخاش گری » را آغاز می نمایند. در این میان و به ویژه در میهن ما « وسواس های ( ذهنی و عملی ) جنسی – آمیزشی » نقش مهم و جایگاه سترگی دارد که درمان نشدن آن ها در نهایت به ناکامی و سرخوردگی عاطفی – جنسی انجامیده و این سپر غریزی در برابر خشونت و پرخاش را نا کارآمد می نماید و البته خود نیز به طور مستقیم به ماشه کشیده شدن چرخه ی « ناکامی – سرخوردگی – پرخاش » منجر می شوند.

یکی از اختلالاتی که می تواند خود را  خلق دوره ای ( سیکلوتایمیا ) و یا اختلال اضطراب فراگیر پیش چشم و ذهن نشاند ، « بیش فعالی بالغین ( Adult ADHD ) » است که درمان های رفتاری – شناختی و در صورت لزوم دارویی آن می تواند به آسانی از درگیری زوج مبتلا به روابط فرازناشویی و یا ستیز و چالش هایی که به دنبال دست انداختن ها و شیطنت های تکانشی فرد بیش فعال رخ می دهد ، به خوبی پیشگیری نماید و انرژی و جنبش بیشتر فرد را در راستای ارتقای کامیابی عاطفی – جنسی همسران قرار دهد. 

درست همانند اختلالات خلقی و به ویژه پیوستار ( طیف ) اختلالات خلق دو قطبی ، اختلالات اضطرابی ، وسواس های ذهنی و عملی جنسی – آمیزشی و اختلال بیش فعالی بالغین کشف و درمان نشده ، نیز آن اندازه توان دارند که زوج درمانی ها و خانواده درمانی ها را بی فرجام و ناسودمند کنند. به طور کلی ، زندگی زناشویی در کنار افراد دچار اختلالات خلقی و اضطرابی ژرف و سترگ را می توان به زندگی « در آغوش آتشفشان نا آرام » تشبیه کرد.

 

 

 

* روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 


 

آسیب شناسی روانی خشونت خانگی – بخش نخست

 

! عشق ویرانگر

 

 

* دکتر بهنام اوحدی

 

www.iranbod.com

 

 

 

خشونت خانگی ، بخش مهم و قابل تاملی از خشونت و پرخاشگری اجتماعی است. در بسیاری موارد ، خشونت در خانه آموخته شده و به خیابان آورده می شود؛ از این رو و با توجه به رویکرد زیر تخصصی ام در روانپزشکی ، به مبحث « خشونت خانگی » و نقش « ناکامی های عاطفی – زناشویی » در بروز آن پرداخته و بحث را در چهار زیرساختار جداگانه ی : « شخصیت » ، « خلق » ، « اضطراب » ، و  « جنسی – آمیزشی » ارائه می کنم.

 

 

1 - نقش  ویژگی ها و اختلالات شخصیت در بروز ناکامی های عاطفی – زناشویی و خشونت های خانگی

 

شخصیت به عنوان الگوی دیرپا ، همیشگی و معمول پندار ، کردار و گفتار فرد در واقع بیان کننده ی هر دو جنبه ی اجتماعی و شخصی زندگی او است. این واژه نه فقط برای توصیف رفتار قابل مشاهده ی فرد ، که هم چنین برای بیان تجربه های درون ذهنی او به کار برده می شود.

نکته ی مشکل ساز در تعارضات و اختلافات زوج ها این است که از آن جا که ویژگی های پر رنگ و اختلالات شخصیت هم نوا با ایگو ( ایگو سین تونیک ) است ، برای خودساره ی فرد پذیرفتنی و قابل قبول بوده و در او احساس تنش و اضطراب بابت رفتار ناسازگارانه اش پدید نمی آورد. بنابراین فرد خود را طبیعی قلمداد نموده و انگیزه ی درمان پیدا نخواهد کرد و در برابر مراجعه به درمانگر  فعالانه مقاومت خواهد نمود.

الگوی کلی ویژگی های پر رنگ و اختلال شخصیت دیرپا و در گستره ی پهناوری از ایستارها ی فردی ، بین فردی ، و اجتماعی فراگیر ، نافذ و نرمش ناپذیر است. کارکرد بالای حرفه ای نباید مانع تشخیص گذاری برای ویژگی های پر رنگ و اختلال شخصیت شود؛ چه بسا افراد دچار ویژگی های پر رنگ و حتا اختلال شخصیت بد گمان – سرنخ جو ( پارانوئید ) ، درخود مانده – تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، جامعه ستیز – وجدان گریز ( آنتی سوشیال ) ، نمایشگر ( هیستریونیک ) ، قانون مدار – منضبط ( وسواسی – جبری ) ، افسرده – منتقد ( دپرسیو ) و مختلط  ( میکسد ) دارای شایستگی ، توان ، و کارکرد حرفه ای بالا بوده و هستند اما در روابط بین فردی با همسر ، خانواده ، همکاران و اجتماع همواره یا در بیشتر ایستارها مشکل فراوان پیدا می کنند.

در زوج درمانی ، نه تنها باید به چگونگی روابط بین همسران برای درک و شناخت الگوهای شخصیتی چیره بر این روابط و تشخیص اختلال در آن توجه فراوان نمود ، بلکه باید افزون بر اختلال شخصیت ، بر ویژگی های پر رنگ آن نیز به گونه ای ژرف دقت نمود. چرا که زوج درمانگر بسیار بیشتر از اختلال شخصیت های دوازده گانه ، با ویژگی های ژرف و پر رنگ آن ها سر و کار دارد. ویژگی های پر رنگی که همچون اختلال شخصیت در روابط بین فردی مشکلات فراوان و پایداری پدید می آورند. 

نو جویی ( تنوع طلبی ) ، ماجراجویی و آسیب گریزی ، پشتکار ، و پاداش مداری در « سرشت » هر شخصیت گوناگون است. نیز خودراه بری ، خود فرا روی ، و همکاری در « منش » هر شخصیت از دیگری دگرگون است. « انگیزش » و « جان ( معنویت ) »  نیز بسته به گونه ی شخصیت متفاوت است. بنابراین شگفت انگیز نیست که برهمکنش این شخصیت ها مسئله و مشکل ساز شده ، بستری برای آغاز چرخه ی « ناکامی – سرخوردگی – خشم – پرخاش » شود.

 شخصیت تماميت وجودي آدمي را در هر دو جنبه اجتماعي و شخصي زندگي او نمايان ساخته و توصيفي کلي و همه سونگر از او بازگو مي کند. به بيان ديگر، شخصيت بازتابي از پيش بيني هايي ويژه درباره چگونگي و شيوه رفتار افراد در شرايط گوناگون است و سرنخ هايي پيرامون توانايي ها و ناتواني هاي پنداري و کرداري ايشان در زندگي نشان مي دهد.

شخصيت همچون گرايش جنسي، پيوستارگونه (طيف مدار) است و از ويژگي ( Trait ) آغاز شده تا ويژگي پررنگ و سپس اختلال ( Disorder ) شخصيت ادامه مي يابد.

هر آدمي، همچون ديگر پستانداران و بلکه جانوران، دست کم داراي يک يا چند دسته صفت شخصيتي در اندازه ويژگي است و هيچ کس نمي تواند خود را از ويژگي هاي شخصيتي نابرخوردار و رها بداند و بشناساند.

در سری نوشتارهای هفته ی نخست تا هفته ی شصتم ستون « کلینیک » صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد ، به گونه ای جامع و کامل به مبحث شخصیت و ویژگی های پر رنگ و اختلالات شخصیتی دوازده گانه پرداختم که به یاری پروردگار راستی ، مهر و خرد ، به زودی در کتابی با عنوان « شخصیت و ما ایرانیان » منتشر خواهد شد. خوش بختانه کتاب « عشق ویرانگر » نوشته ی « دکتر براد جانسون » و « دکتر کلی موری » با برگردان خانم ها زهرا حسین زاده و الهام شفیعی ، که بالاخره پس از ماه ها انتظار ، از سوی انتشارات رسا منتشر شده است ، به خوبی می تواند دو سوی پیوند زناشویی ( ازدواج ) را در دست یافتن به ویژگی های پیدا و پنهان شخصیت خود و پدر و مادرشان یاری رساند.

البته خواندن این کتاب هرگز نمی تواند جایگزین مراجعه ی دو نفر به مشاور زبده و کارآزموده ی پیش از پیوند ( ازدواج ) شود؛ چرا که هنوز کتابی برای ارزیابی « تله ی سترگ و سرنوشت ساز » بیشتر پیوندهای زناشویی ما ایرانیان درون میهن - یعنی همان « اندازه ی همخوانی و همتایی ( کفویت ) شورمندی زیستی - غریزی جنسی و زناشویی » در دسترس نیست. مکتب نوین فیلم ( سینما ) درمانی تا اندازه ی فراوانی ، این کاستی سترگ را جبران کرده و مشاور و مراجعان « مشاوره ی پیش از ازدواج » را به گونه ای کارآمد و سرنوشت ساز یاری رساند. در این باره در هفته ی آینده ، و در مبحث « نقش  ویژگی ها و اختلالات جنسی - آمیزشی در بروز ناکامی های عاطفی – جنسی و خشونت های خانگی » جامع و مفصل خواهم نوشت.

فیلم هایی همانند  « سگ های پوشالی » ، « افسانه ی 1900 » ، « خیابان هانوور » ، « ماری آنتوانت » ، « مادام بوواری » ، « امتیاز نهایی » ، « فانی و آلکساندر » ، « جانشین هادساکر » و .... به ویژه می توانند یک خانم دارای ویژگی های پر رنگ و اختلال شخصیت های نمایشگر ( هیستریونیک ) و وابسته ( دیپندنت ) را نسبت به فرجام و سرانجام پیوند زناشویی با مردان دارای ویژگی های پر رنگ ، مختل و آمیخته به هم درخودمانده - تنهایی گزین ( اسکیزوئید – آسپرگر ) و نظام مند – قانون مدار ( وسواسی – جبری ) هشیار و آگاه ساخته و به بینشی سرنوشت ساز و نجات بخش برسانند.

 

 

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 


 

آسیب شناسی روانی خشونت و پرخاشگری – بخش سوم و پایانی

 

شور و شارژ مغزی

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

 

امروزه در کنار همه ی علت ها و دلایل پیشتر گفته شده  ، بر ریشه ها و سرچشمه های ژنتیک و ارثی خشونت و پرخاش گری تاکید فراوانی انجام می شود. چیستی و چگونگی نقش محیط جغرافیایی و برهم کنش آن با سرشت ژنتیک و منش پرورشی افراد در حال مطالعه است.  مبحث اختلالات روانی و شخصیتی دیگر از اندازه ی نظریه پردازی های روانی فراتر رفته و هم چون بیماری ها و نشانگان های پیکری به قد و قواره ی ژنتیکی رسیده است. در ارزیابی پدیده ی خشونت خانگی بیش از هر کنش و واکنش روانی – اجتماعی ، می بایست به چیستی و چگونگی روان – به ویژه ویژگی ها و اختلالات شخصیتی و خلقی – افراد خانوار و بستگان درجه نخست آنان دقت نمود تا برهم کنش ( تعامل ) های جاری و ساری رخ داده بین افراد خانواده آشکار و نمایان شود. از این طریق می توان الگوهای ساختاری موجود در خانواده را به خوبی شناخت و در راستای اهداف درمانی با مشارکت فعالانه ی اعضای خانواده آن ها را دگرگون نمود. آن چه باید همواره به یاد داشت این است که پدید آوردن امکان ارضای درست و مناسب تکانه های لیبیدو و نیازهای عاطفی – جنسی اعضای خانواده راهبردی سودمند و اثر گذار در کاهش بسامد پرخاش و خشونت خانگی است. چرا که در غیر این صورت ، همین ناکامی و سرخوردگی لیبیدویی باعث برآمدن چرخه ی خشونت و پرخاش خواهد شد.

مغز آدمی را می توان به « باتری » خودرو در سامانه ی برق آن هم تشبیه کرد که سرچشمه ی پدید آمدن نیروی جنبشی خودرو است. این بخش از تن آدمی هم چون باتری پیوسته به دینام ، همواره نیازمند شارژ شدن است تا بتواند نیرو و توان نخستین را برای جنبش و پویش روان و تن پدید آورد. شارژ مغزی با اندازه ی ضروری و کافی پیام رسان های عصبی هم چون دوپامین ، نوراپی نفرین ، سروتونین و ...... رخ می دهد که از برهم کنش های یونی میان سلول های مغز و مایع بین سلولی سرچشمه گرفته از مایع مغزی – نخاعی فراهم می شود.  در بین همه ی پیام رسان های عصبی ( نوروترنس میترها ) ، کاته کولامین ها و به ویژه دوپامین و نور اپی نفرین جایگاه مهم تری دارند. « راه پاداش » مغز از نورون های دوپامینرژیکی پدید آمده که از جایگاه تگمنتال شکمی به لیمبیک ، هسته ی آکومبنس و قشر مخ ( کورتکس ) کشیده شده اند. کاهش اندازه ی دوپامین و نور اپی نفرین مغز را می توان به مثابه ی برون رفتن مغز از شارژ ضروری و کافی در نظر گرفت. همین « راه پاداش » است که « نو جویی و تازه خواهی ( تنوع طلبی )  » سرشت آدمی را برانگیخته و او را روانه ی انجام کردارهای لذت بخش و هیجان مند می نماید. درگیر و گرفتار ( وابسته و معتاد ) شدن آدمیان در فرآیندهایی هم چون قمار ، مصرف مواد مخدر و محرک ، آمیزش جنسی ، روابط عاطفی و مانند آن برای همین فرآیند تجدید اندازه ی دوپامین و نور اپی نفرین - شارژ مغزی - است. این فرآیند شارژ مغزی و اندازه ی نیاز راه پاداش به انگیختگی است که رویکردهای گوناگون آدمیان را در برابر برانگیزان های لذت بخش و هیجان مند پدید می آورد.

یکی از سرچشمه های سرشتی و غریزی این « شارژ مغزی » در آدمی و دیگر جان داران ، همانا « غریزه ی عاطفی و جنسی » است که همانند هر کنش لذت بخش دیگر می تواند برانگیختگی راه پاداش و نظم خوشایند پیام رسان های عصبی مغز را پدید آورد.این غریزه ی الهی - آن چنان که در آیه ی بیست و یکم سوره ی روم در قرآن بدان اشاره شده است ( « و از نشانه های او این است که همسرانی از خودتان برای تان آفرید تا در کنار آن ها آرامش یابید و در میان تان ، مهر و محبت قرار داد. به درستی که در این امر ، نشانه هایی برای اندیشمندان وجود دارد. » ) - زیباترین و مهم ترین ارمغان پروردگار به آدمی ، جانوران و گیاهان است تا همه ی جانداران ، هر یک به نوبه و گونه ی خود ، در پرتو آن به رشد و تکامل و درجات والای معنوی دست پیدا کنند. ارضای درست و مناسب تکانه های لیبیدو از طریق برآوردن نیازهای عاطفی – جنسی همسران ، به باز آرایش و تجدید نظم و تحریک پیام رسان های عصبی ، شادمانی و آرامش می انجامد و بدین ترتیب « شور زندگی » را بر « شور نیستی » چیره می سازد. به بیان دیگر شادمانی و آسودگی جایگزین تنش ، دلزدگی و فرسودگی شده و چرخه ی « سرخوردگی – ناکامی – خشم - پرخاش گری » قطع و قیچی می گردد. حرکت و رشد از دنیای مادی به زندگی معنوی این گونه آغاز شده و راستا می یابد.

« شارژ مغزی » و راه پاداش سرنوشت ساز آن ، از طریق ارضای عاطفی – جنسی ، نه فقط برای دست یابی به کامیابی ، شادمانی ، لذت و خوشی ، که در همین حال ، برای به چنگ آوردن آرامش و آسایش نیز در وجود آدمی و دیگر جانوران و شاید حتا گیاهان قرار داده شده است. این نکته و اشاره ی آیه ی بیست و یکم سوره ی روم قرآن مجید  ، واقعیتی ست که در کار بالینی هم فراوان برای درمانگران و مشاوران ، هویدا و نمایان بوده و هست ؛ که چنان چه فرآیند ارگاسم - با هر اندازه از شور و شعف - با آرامش و آسودگی پس از آن همراه نباشد ، رضایت بخش و خوشایند نخواهد بود. بسیاری از افراد عصبی ، مضطرب و پر تنش ، در جست و جوی چنین آرامشی ، درست به همین دلیل دچار وسواس های ذهنی و اجبارهای عملی جنسی و آمیزشی شده و میل و نیاز و عطش جنسی کاذب فزونی یافته - با کیفیتی اجباری ( کامپالسیو ) ، اضطرابی ، اضطراری و اعتیاد آور - بر همه ( یا اغلب ) روابط و رویکردهای آنان چیره می شود که ممکن است حتا به لاابالی گری جنسی هم بینجامد. در عمل ، تا اضطراب و اجبار این گونه افراد عصبی درمان نشود ، اینان از این میل و نیاز جنسی گزافه و بیمارگونه رها نخواهند شد.

دست نیافتن به شور ، شادمانی و « شارژ مغزی » لازم  ، و آرامش و آسودگی در پی آن خود به تنهایی می تواند آغازگر و برانگیزاننده ی چرخه ی « ناکامی – سرخوردگی – خشم و پرخاش » باشد و فرد را به آستانه ی برانگیختگی فیزیولوژیک و تحریک پذیری روانی  لازم برای خشونت و پرخاش گری برساند. از این رو توجه به « نقش ناکامی های عاطفی – جنسی در بروز خشونت های خانگی » می تواند در پیشگیری و درمان این گونه مشکلات و اختلالات رفتار بین فردی جایگاه ویژه و بنیادین داشته باشد. بی گمان چگونگی برهم کنش های همسران در راستای پیدایش « ارضای عاطفی – جنسی » ضروری و کافی ، پیش از هر چیز ، از ویژگی ها و اختلالات شخصیتی ، خلقی ، اضطرابی ، و جنسی – آمیزشی آن ها سرچشمه می گیرد. بنابراین ، ارزیابی همخوانی و همتایی ( کفویت ) در هر یک از این ویژگی های چهارگانه ، راهبردی بنیادین و گامی استوار و ضروری در راستای کاهش خشونت خانگی و نیز اجتماعی ، در مشاوره های پیش از ازدواج است.

 

 

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 


 

مهم ترین علل افزایش شتابان و نگران کننده ی نرخ جدایی عاطفی و طلاق در ایران به باور من ، عبارتند از:

 

۱- « بحران هویت ( Identity Crisis ) » فراگیر در زوج های جوان ایرانی ( به ویژه زاده شدگان پس از ۱۳۵۸ )

۲- اهمیت یافتن سکس در اجتماع ایرانی و جنسیت گرایی ( Sexualism ) رو به رشد و چالش و کشمکش آفرینی « ناهمخوانی و ناهمتایی جنسی - آمیزشی بین زوج های زیر چهل و پنجاه سال ایرانی » ، با توجه به ناآگاهی ژرف و گسترده ی فراگیر درباره ی سکسوالیته ( تمایلات و رفتارهای جنسی ) آدمی

3- ناهمخوانی و ناهمتایی شخصیتی ( سرشتی و منشی ) بین زوج ها ، در بستر پر فشار ( استرس ) و تنش اجتماع دچار بحران های گوناگون اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی

4- اصالت بخشیده شدن به رقابت های تعهد گریزانه و شرافت ستیزانه ی مادی و از دست رفتن و کمرنگ شدن معنویت در روش زندگی روزمره

5- دخالت های نابه جای والدین و بستگان در پیش از پیوند زناشویی و سال های نخست آن که خشم و شکاف و گسستگی پنهان و گاه نمایان می آفرینند. ( چنین دخالت هایی در میانسالگی زوج ها ، از سوی فرزندان اعمال می شود. )

6- لوث شدن انگ و ننگ برقراری روابط فرا ( برون ) زناشویی ( Extramarital affairs ) از سوی زنان جوان و میانسال ایرانی ، افزون بر رویکرد همانند تاریخی و کهن بسیاری از مردان ایرانی

7- نبود بینش و درک درست نسبت به تفاوت های زیستی ( مغزی ) و روانی ( انگیزشی ، شناختی ، ... ) بین زنان و مردان ( با وجود چندین بار تجدید چاپ شدن کتاب های « مردان مریخی ، زنان ونوسی » ، « عشق هرگز کافی نیست » ، « رازهایی درباره ی مردان » ، « رازهایی درباره ی زنان » و همانند آن )

8- نا آشنا بودن توده ی اجتماع با الگو و تعریف به روز ، درست و منطقی « زندگی زناشویی و خانوادگی »  ، به دلیل فقر محتوایی سریال های عامه پسند صدا و سیما و مطالب و مقالات بیشتر نشریات زرد و غیر زرد در ایران

9- نبود شور و شوق و شادی و « شارژ مغزی » لازم ، به دلیل نبود شناخت به روز و کارآمد از « شور و هیجان ( Excitement ) » و « سرگرمی ( Entertainment ) » و مطرود دانستن این دو جزء ضروری زندگی با بر شمردن این دو به عنوان « لهو » و « لعب »

10- از دست رفتن پشتیانی ریش و گیس سپیدانه ی « خانواده ی سترگ سنتی از دست رفته » در فرآیند گذار اجتماع از « اجتماع ایلیاتی کشاورزی - دامپروری بنیاد » به « اجتماع نیمه مدرن شهری - صنعتی » و « جامعه ی مدرن - پست مدرن دیجیتال ( الکترونیک ) »